سلام
من علیرضا فیض الهی هستم
اینجا من سعی دارم که هر چیزی که یاد گرفتم و هر تجربه یا ایده ای که دارم مینویسم
امیدوارم که مطالب به دردتون بخوره و اگر بتونم به کسی کمکی کنم خیلی خوشحال میشم

  :: مدیر وب سایت : علیرضا فیض الهی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

ممانعت شاخدار
یکشنبه 29 دی 1398 ساعت 09:24 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )

امروز دومین هفته هست که از برنامه زمانبندی عقب افتادم

مدیریت الان یه هفته ست که از بتن ریزی جلوگیری میکنه فقط به علت سرما ... امروز هوا عالی بود اما مشکل اینجا بود معاون کارگاه ۳ ساعت مرخصی رفته بود و امروزم اجازه بتن ریزی ندادن

من به این میگم ممانعت شاخدار !!

در حرکت اول خیلی بهم برخوردش چون با سابقه ۷ ساله کوچکترین اعتمادی بهم نشدش و بعد بیشتر تعجب کردم که واقعا در صورت نبودن یه نفر باید عملیات اجرایی یه کارگاه بخوابه ؟؟ به نظرم افراد ارشد علاقه ای به پیشرفت روند پروژه ندارن

فردا مجددا برفی و دمای منفی ۵ تو شب هست و شاید چند روز آینده هم نتونم بتن بریزم ...

این یه بخشی از فشار روانی هست که هر روز توی کارگاه دارم تجربه میکنم ...

امروز یه شرکت رفتم مصاحبه کاری واسه سرپرست کارگاه

در حالی که گفته بودم حدود ۳.۵ تا ۶ تومن واسه این پست میخوام اما تو سر مال زد و به ۳ تومن رسوند موقعی که بحث بیمه شد بازم ۵۰۰ تومن گفت باعث ضرر به شرکت میشه که اونم میگفت هزینه اضافه هست احتمالا اون قضیه منتفی هست

شرایط رفت و آمدم الان سخت هست ولی به نظرم باید دنبال یه موقعیت مناسب تر باشم

خودمو آماده کرده بودم که ازین شرکت برم تا از فشار روانی ام کاسته بشه ولی انگار قسمت نیست ...




پدیده همزمانی
جمعه 17 آبان 1398 ساعت 12:23 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )

تو روانشناسی یه بخشی داریم به اسم سایه .. Shadow

همون بخش ناخودآگاه انسان هست 90 درصد اعمال رو به عهده میگیره ...

راحت های شناخت و مقابله با هاشون خیلی طولانیه اما بطور مثال میگه اگر از کسی بدون دلیل واح بدتون میاد دلیلش وجود اون خصیصه درون خودتونه...

در بین تیپ های شخصیتی من Istp شناخته میشه درونگرا حسی فکری ملتحضه کننده

حسی به این مربوط میشه که هر چی که برام ملموس باشه و بتونه درکش کنم مثل علم و منطق چیزهایی که میشه اثباتشون کرد...

برای شخصیت من یه چیزی مثل قانون جذب از ده اا فحش هم بدتره چون هیچ منطقی پشتش نیست...

شما فرض کنین که من با یکی از همین دوستان قرار میزاریم که تو کویر برف نمیاد و اون هر روز انرژی مثبت میفرسته برف میادش از دو حالت خارج نیست یا میاد یا نمیاد ... احتمال اومدن برف تو منطقه کویری خیلی کمه اما اگر اومد چی ؟؟ ینی انرژی مثبت کار خودشو کرده ... مسلما من اینطور فکر نمیکنم

مدت های بود واسه این سوال دنبال یه جوابی میگشتم تا بتونم هضم کنم که چطور چنین پدیده ای امکان پذیر هست ؟

یونگ چندین سال پیش پدیده همزمانی رو معرفی کرده Synchronicity

توضیحش اینطوریه:

در روانشناسی تحلیلی، علت و معلول جایی ندارد. زیرا بسیاری از پدیده های این عالم را نمی توان با علت و معلول تفسیر کرد. مثلا کمتر ازدواجی است که همه پیش‌بینی آن از قبل شده باشد. یا حوادثی که در ابتدا مطرح کردیم علت های آن خود فرد و برنامه‌ریزی قبلی نبوده اند.

به این جهت یونگ برای فهم این پدیده ها واژه " همزمانی" را ابداع کرد. یعنی دو رویدادی که همزمان رخ می دهد و برای ما معنایی خاص دارد. مثلا من به طور اتفاقی (و بدون برنامه ریزی قبلی ) از سوار شدن به هواپیمایی که سقوط می کند جا می مانم. این موضوع برای من که تکان دهنده است معنی همزمانی دارد و برای شما که حس معنایی و رابطه ای با آن ندارید صرفا یک اتفاق بوده است.

در روانشناسی تحلیلی وقتی اتفاقی ما را تکان می دهد (چه خوب یا بد) موظفیم آن را جدی گرفته و تحلیل کنیم، زیرا گذر کردن از آن می تواند باعث شود ما به زندگی بزرگی که به آن فراخوان شده ایم هیچ وقت پا نگذاریم.

از نظر ناظر بیرونی برف اومدن تو کویر قدرت خداست اما برای من یه اتفاق تصادفی نیست و یه حکمتی پشتش نشسته !!

اما هزمانی یه موضوع دیگه هم مطرح میکنه و اون اینکه همه ما دوست داریم زندگی ای با پیش بینی و برنامه ریزی قبلی داشته باشیم و قابل کنترل !!

به این جمله که میرسم متوجه میشم دوست دارم کنترل موضوعات رو تو دستم بگیرم و از هارج کنترل بودن اوضاع میترسم ... این بخشی از سایه من هست ...

هنوز نمیدونم چرا از بدون کنترل بودن اوضاع ترس دارم اما موقعی که به گذشته ام نگاه میکنم میبینم دقیقا موضوعی بوده که باهاش مشکل داشتم و یاد نگرفتم باهاش خودمو هماهنگ کنم ...

من به شخصه از شغل آزاد میترسم چون درآمد مشخصی نداره

از وارد شدن به رابطه میترسم چون فرمول دقیقی براش وجود نداره

از شروع کردن یه کارهایی میترسم و به تعویق میندازم چون هنوز نتیجه شو نمیدونم ...

و این روند همینطوری ادامه داره ...





:: برچسب‌ها: پدیده همزمانی , همزمانی , یونگ , کنترل , ترس , قانون جذب ,
خجالت یا درونگرایی
پنجشنبه 25 مهر 1398 ساعت 07:52 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )

موضوعی که چند وقتی هست برام مسئله نیست کم رویی و خجولی هست

جوونتر که بودم احساس میکردم خجالتی بودنم بخاطر درونگرایی هست درواقع همیشه از دختر ها خجالت میکشیدم در اعتراض به فروشنده خجالت داشتم یا در مقابل همکارای جدید یا در مقابل مدیرا و حتی مشتری ها سعی داشتم با نهایت ادب رفتار کنم و اصلا نمیتونستم خودمونی بشم...

چند وقت پیش یه دوره ای بود از اقای بهرام پور محصول سایت بیشتر از یک که توسط یکی از دوستان به دستم رسیده و یه سمینار تصویری خیلی جالب بود...

اولین تمرینی که داشت این بود که چند نفر میومدن روی سن و بر اساس نوع سلام و معرفی خودشون یه نمره از شرکت کنندگان و خود بهرام پور میگرفتن ... به واضح میشنیدم ( تصویری بود ولی من پشت فرمان تو راه بین کرمان و بم گوش میکردم) یه دختر اومده بود صداش موقع سلام کردن هم میلرزد این بدبختو پونزده بار مجبورش کردن که نوع لحن صحبتشو تغییر بده تا بالاخره درست شد...

چیز جالبی که برام وجود داشت درست شدن نهایی اون بود اینکه با صدای لرزون بری جلو جمع دویست نفره و با اقتدار و تشویق بیایی پایین ... پس فهمیدم واقعا شدنیه..

تو موارد دیگه تاکید داشتن که خجول نبودن با پر رویی و بی ادبی فرق داره و نحوه گفتار و اظهار نظر های درست رو توضیح میدادن ... حتی افرادی که این دوره رو قبلا گذرونده بودن و قبلا خیلی داغون بودن و الان خیلی عادی رفتار میکنن هم آورده بودن و روند رشدشون رو توضیح میدادن ...

یه پسره اصفهانی رو آورده بودن (وای که من عاشق لهجه این اصفهانیام ،خیلی شیرینه) و تعریف میکرد که اوایل به اصرار و زور خانواده اومده بودو اصلا تمایلی نداشت تمرین ها رو انجام بده و به نظر چرت و مسخره بود و بعد از چند تا تمرین عملی و دیدن نتایجش خودش مشتاق شده بود و بعد تموم شدن فرد بهتری شده بود...

مهم ترین مساله خواستن خود فرده ... اکثریت افراد خجول ترس از طرد شدن دارن و یه جا باید جلوی این حس بی ارزشونو بگیرن

من خودم یه نمونه رشد یافته این موضوع هستم و یه زمانی گرم گرفتن با همکارای جدیدم برام واقعا مساله بود و حتی جلو خانوما که بودم همیشه شروع میکردم به خیس عرق شدن...

امروز سومین روزی بود که شرکت جدید رفته بودم و کاملا کول(Cool) بودم ... نمیدونم چرا نمیدونم چجوری ولی خیلی راحت بودم با افراد انگار چند سالی هست میشناسمشون و هنوزم تو شوک هستم که آیا این من هستم؟؟

و البته من هنوزم درونگرام یعنی انرژی روحیم رو از تنهایی میگیرم و ساعت ها تو اتاقم تنها هستم و مشغولم و ازین لذت میبرم...

به جد میگم خجالتی بودن با کم رویی متفاوته و باید برای رفع این مشکل اقدام کرد ...




:: مرتبط با: جالب ,
:: برچسب‌ها: خجالت , خجالتی , کم رویی , جسارت , ریلکس , درونگرایی , درون گرایی ,
مینیمالیسم
دوشنبه 1 مهر 1398 ساعت 06:24 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )

دقیقا نمیتونم توضیح بدم که مینیمالیسم چیه اما در تعریف ساده ش اینه که هر چی در زندگی واقعا نیاز داریم رو حفظ کنیم و بقیه رو به طریقی حذف کنیم...

ماجرا ازون اونجایی شروع میشه که من معمولا پادکست خیلی گوش میکنم و تو مجموعه ای به اسم "بهترین خودت شو" با یه نفر به اسم آیدین حبیبی مصاحبه داشتن و توضیح میداد که ؛اصلا چرا مینیمالیسم ؟؟

از چیزایی که یادم مونده اینه که میگفت دوروبرتون رو نگاه کنین ببین چه چیزیو خیلی وقته استفاده نمیکنین؟ مثلا چه لباس هایی هست که چند سالی هست استفاده ندارین و هنوز نگه داشتین و موارد مشابه مثل این ... و فایده ای هم که داره اینه انگار سرمون خیلی خلوت میرسیم و یه آرامش ملموس رو حس میکنیم... ضمن اینه این معنیش میشه ساده زیستی و کاملا با فقیر بودن متفاوته

در مورد خود من که خیلی خوب عمل کرد ...

من به شخصه چند سالی بود خوب عمل میکردم برنامه های شغلی اموزشی ورزشی تغذیه و همه چی اوکی بود ... بنا به پادکست های روانشناسیم که استاد سهیل رضایی توضیح میداد فهمیدم که یه مدت همه کارهامو متوقف کنم و ببینم واقعا این کارارو که دارم انجام میدم واقعا واسه خود اون هدف هاست یا نه برای اینه که نشون بدم منم آدم ارزشمندی ام؟؟!

نتیجه اصلا جالبی نبود الان شیش ماهی هست که به شدت آشفته شدم ... چاق شدم و برنامه های روزانه ام بهم ریخته و واقعا هم نمیتونم برگردم بهش...

موقعی که این پادکست مینیمالیسم رو گوش دادم تصمیم گرفتم یه تغییرایی ایجاد کنم بلکه تاثیری داشته باشه ... با داشتبورد ماشین شروع کردم و دیدم نصف بیشتر وسایل داخلش اصلا نیاز نداشتم و همه رو ریختم بیرون ... توی کمد هام گشتم و دوتا کارتون وسایل رو رد کردم رفت...

مستونم بگم واقعا حس سبک بالی خوبی داشتانگار یه بخشی از ذهنم آزاد شد و راحت تر دارم عمل میکنم ...




:: مرتبط با: متفرقه ,
:: برچسب‌ها: سایه , آیدین حبیبی , مینیمالیسم , ساده زیستی , آشفته , آسودگی , بهترین خودت شو ,
حس گاو بودن
شنبه 30 شهریور 1398 ساعت 11:20 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )

نمیدونم تا حالا کسی دیگه این حس رو تجربه کرده یا نه ولی امروز احساس کردم واقعا گاوم

اصولا من شرایط بدنی ام خیلی مقاومت تره و چیزهایی که دیگران احساس میکنن رو نمیتونم من احساس کنم یا خیلی دیر میفهمم!!!

مثلا من خیلی دیر به دیر گرسنه میشم و معمولا هر 24 ساعت یه بار که غذا بخورم بدنم کاملا نرمال و بهینه داره کار میکنه ... همیشه هم این سوال رو برای دیگران ایجاد میکنم که واقعا مشکلی پیش نمیاد ؟؟ ظهرا که خودم گرسنه که نمیشم و تا جایی که اطرافیان بهم یادآوری میکنن که گرسنه شدن که به فکر غذا باشیم !! تازه اونجا میفهمم که چرا من زودتر خودم نفهمیدم و باید دیگران بهم تذکر بدن

موضوع که خیلی بولد شد این بود که امروز با همکارم توی آفتاب کار کرده بودیم و گرما زده شده بود و نزدیک اداره ازم پرسید؛ حالت تهوع از نشونه های گرمازدگیه؟؟

منم یه مکثی کردم و گفتم اره هست فک کنم

حدود چند دقیقه بعد که توقف کردیم از ماشین پیاده شد بلافاصله سرفه و استفراغ براش ایجاد شد !!! اون لحظه شوک شدم و یه لیوان اب و دستمال بهش رسوندم بلکه یکم ازون حال بد خارج بشه

یک ساعت بعد (یک فاکینگ ساعت بعد )

به ذهنم خطور کرد که موقعی که پرسید حالت تهوع نشانه گرما زدگیه؟ هیچ واکنش احساسی نشون ندادم ؟؟

ینی چرا اصلا نپرسیدم که الان حالت خوبه یا حالت تهوعت شدیده یا چیزی لازم داری؟؟ چرا هیچ ری اکشنی از خودم بروز ندادم انگار که نه انگار یه حرفی زده شده ...

اون لحظه یه احساس گاو بودن شدیدی بهم دست داد !! (خیلی اذیت شدم)

گاهی اوقات احساس میکنم خیلی خودخواهم ویا واقعا دیر میگیرم !!!

نمیدونم چرا و حتی الان که این سوالات برام ایجاد شده فک کنم بیشتر دارم خودم رو از قضاوت تبرئه میکنم و باید قطعا یه حرکتی میزدم ...

شایدم دارم به خودم سخت میگیرم ... در هر حال امیدوارم هیچ وقت حس نکنین این احساس گاو بودن رو !!! مووووو




:: مرتبط با: متفرقه ,
:: برچسب‌ها: گاو , نفهم , بیشعور , خنگ , گرما زدگی , تهوع ,
 

 


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو