سلام
من علیرضا فیض الهی هستم
اینجا من سعی دارم که هر چیزی که یاد گرفتم و هر تجربه یا ایده ای که دارم مینویسم
امیدوارم که مطالب به دردتون بخوره و اگر بتونم به کسی کمکی کنم خیلی خوشحال میشم
Insta&telegram: Alireza_Feizollahi
  :: مدیر وب سایت : علیرضا فیض الهی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

نماز خوندن وزیر بعد از بازدید از ایران
پنجشنبه 26 بهمن 1396 ساعت 09:58 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )

میگویند وزیر امور خارجه روسیه، پس از سفر به ایران نماز خوان شده بود. وقتی علت را از او پرسیدند گفت:



.




"در این سفر واقعا فهمیدم خدایی وجود دارد و ایران را اداره می کند وگرنه با این مسئولانی که من دیدم تا به حال نباید چیزی از ایران باقی می ماند!"




:: مرتبط با: طنز ,
:: برچسب‌ها: نماز , وزیر , روسیه , بازدید , مسئولان , ایران , خدا ,
کادو ولنتاین
یکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت 08:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )
اگه شما هم مثل من تو مناسبت های گیج میشین که چی باید بخرین باید بهتون یه چند تا کانال معرفی کنم ؛
(توجه؛ به جان مادرم من واسه تبلیغ اینا هیچی نگرفتم !!! فقد واسه ایده گرفتنتون و قیمت دستتون بیاد آدرس کانال هاشونو میزارم اینجا اگر کمکی به فروش چند تا کارآفرین شد چه بهتر!!)
پیج لاکچری گیف باکس (انصافا خوشگله کاش قیمتاشم متناسب باشه)
خلاصه بگم مهم اینه که به یاد باشین نه لاکچری !!!



:: مرتبط با: متفرقه ,
:: برچسب‌ها: کادو ولنتاین , کادو چی بخرم , هدیه , تولد , روز زن , ولنتاین , کادو ,
چگونه خوشتیپ شویم؟؟
سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت 05:36 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )
یکی از مواردی که شدیدا تو چند سال گذشته باهاش درگیر بودم مسئله تیپ بود ... 
من تو بچگی پدرمو از دادم و همیشه سعی میکردم که یه لباس غیرگرون بخرم تا بلکه کمی پولمو پس انداز کنم ...
هنوزم گاهی مادرم معتقده سر لباس خریدن پولمو حروم میکنم اما هر دومون سر اینکه تیپم خیلی بهتر شده تفاهم داریم ...
خدایی تیپ جوادی داشتم البته الان حس اینو ندارم که خیلی خوش تیپم یا مدل عکاسی شدم در حد اینکه تیپ جواد بودن رو گذاشتم کنار و تو آینه راضی ام از خودم..
به قول رضا مارمولک به تعداد آدم ها راه هست برای خوش تیپ شدن !!
تجربه شخصی من پیچ های ژست عکاسی تو اینستا بود ، شاید ده ها پیج رو دنبال میکردم و کم کم تو ضمیر ناخودآگاهم نشست که چی باید بخرم !!
مثلا همیشه یه شلوار کتان مشکی و یه پیرهن اسپرت سفید دارم که تو مهمونی ها اونو میپوشم ، هم نیمه رسمیه هم بهم میاد!!
یه دوستی هم تعریف خیلی قشنگی داشت ؛
از یه دوست خوش لباست بخواه ک یه روز باهات بیاد و یه تیپ جدید برات جمع کنه
معمولا حس درونی ات مقابله میکنه با سلیقه طرف
ولی خودت رو شل کن و اجازه بده تو زندگیت تجربه متفاوتی داشته باشی

پس ساده ترین کار اینه ک از دوستی ک خوشتیپه کمک بگیری 

در ضمن مشاهده عکس ها و مدل هایی ک شبیه بدن خودت هست خیلی میتونه مفید باشه
مراکز مهم مربوط به لباس رو بلد باش و چند وقت یه بار سر بزن
باید لباس جزء علایق و ذوقت بشه
قطعا وقتی تونستی لباس مناسب و پرفک خودت رو پیدا کنی
انقدر لذت خواهی برد از حس و اعتماد به نفسی ک بهت داده
ک خودت کم کم شروع به بررسی و کسب مهارت میکنی
نظر شما چیه ؟؟ کسی تجربشو به اشتراک میزاره؟؟



:: برچسب‌ها: چگونه خوشتیپ شویم , خوش لباس , تیپ , تیپ زدن , لباس خریدن , اکسسوری , خفن ,
قاسم
یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 09:21 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )


قدیم‌ها یک کارگر عرب داشتم که خیلی می‌فهمید. اسمش قاسم بود. از خوزستان کوبیده بود و آمده بود تهران برای کارگری. اول‌ها ملات سیمان درست می‌کرد و می‌برد وردست اوستا تا دیوار مستراح و حمام را علم کنند. جنم داشت. بعد از چهار ماه شد همه‌کاره‌ی کارگاه. حضور و غیاب کارگرها. کنترل انبار. سفارش خرید. همه چیز. قشنگ حرف می‌زد. دایره‌ی لغات وسیعی داشت. تن صدایش هم خوب بود. شبیه آلن دلون. اما مهمترین خاصیتش همان بود که گفتم. قشنگ حرف می‌زد.


یک بار کارگر مقنی قوچانی‌مان رفت توی یک چاه شش متری که خودش کنده بود. بعد خاک آوار شد روی سرش. قاسم هم پرید به رییس کارگاه خبر داد. رییس کارگاه درجا شاشید به خودش. رنگش شد مثل پنیر لیقوان. حتی یادش رفت زنگ بزند آتش‌نشانی. قاسم موبایل رییس کارگاه را از روی کمرش کشید و خودش زنگ زد. گفت که کارگرمان مانده زیر آوار. خیلی خوب و خلاصه گفت. تهش هم گفت مقنی‌مان دو تا دختر دارد. خودش هم شناسنامه ندارد. اگر بمیرد دست یتیم‌هایش به هیچ جا بند نیست. بعد قاسم رفت سر چاه تا کمک کند برای پس زدن خاک‌ها. خاک که نبود. گِل رس بود و برف یخ‌زده‌ی چهار روز مانده. تا آتش‌نشانی برسد، رسیده بودند به سر مقنی. دقیقا زیر چانه‌اش. هنوز زنده بود. اورژانس‌چی آمد و یک ماسک اکسیژن زد روی دک و پوزش. آتش‌نشان‌ها گفتند چهار ساعت طول می‌کشد تا برسند به مچ پایش و بکشندش بیرون. چهار ساعت برای چاهی که مقنی دو ساعته و یک‌نفره کنده بودش.


بعد هم شروع کردند. همه چیز فراهم بود. آتش‌نشان بود. پرستار بود. چای گرم بود. رییس کارگاه شاشو هم بود. فقط امید نبود. مقنی سردش بود و ناامید. قاسم رفت روی برف‌ها کنارش خوابید و شروع کرد خیلی قشنگ و آلن دلونی برایش حرف زد. حرف که نمی‌زد. لاکردار داشت برایش نقاشی می‌کرد . می‌خواست آسمان ابری زمستان دم غروب را آفتابی کند و رنگش کند. می‌خواست امید بدهد. همه می‌دانستند خاک رس و برف چهار روزه چقدر سرد است. مخصوصا اگر قرار باشد چهار ساعت لای آن باشی. دو تا دختر فسقلی هم توی قوچان داشته باشی. بی‌شناسنامه. اما قاسم بی‌شرف کارش را خوب بلد بود. خوب می‌دانست کلمات منبع لایتناهی انرژی و امیدند. اگر درست مصرف‌شان کند. چهارساعت تمام ماند کنار مقنی و ریز ریز دنیای خاکستری و واقعی دور و برش را برایش رنگ کرد. آبی. سبز. قرمز. امید را گاماس گاماس تزریق کرد زیر پوستش. چهار ساعت تمام. مقنی زنده ماند. بیشتر هم به همت قاسم زنده ماند.


آدم‌ها همه توی زندگی یک قاسم می‌خواهند برای خودشان. زندگی از ازل تا ابد خاکستری بوده و هست. فقط این وسط یکی باید باشد که به دروغ هم که شده رنگ بپاشد روی این همه ابر خاکستری. اصلا دروغ خیلی هم چیز بدی نیست. دروغ گاهی وقت‌ها منشا امید است. امید هم منشا ماندگاری. یکی باید باشد که رنگی کند دنیا را. کلمه‌ها را قشنگ مصرف کند و شیاف‌شان کند به آدم. رمز زنده ماندن زیر آوار زندگی فقط کلمات هستند. کلمات را قبل از انقضا، درست مصرف کنید. قاسم زندگی‌تان را پیدا کنید.


#فهیم_عطار




:: مرتبط با: داستان ,
:: برچسب‌ها: داستان , قاسم , خوش زبان , مقنی , کلمات , فهیم عطار , برف ,
پارازیت ماهواره !!
جمعه 29 دی 1396 ساعت 04:23 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )
یــــڪ ســــرے پــــیــــام هایــــے جــدیــدا ارســال مــیــشــه ایــــن طــــوریــــه؛
حــالــا پــارازیــت چــیــه؟یــه مــوج در راســتــاے افــقــے جــهت بــهم ریــخــتــن طــول مــوج هاے مــاهواره ایــه ...
امــا ابــر هاے ڪــم ارتــفــاع قــابــلــیــت بــارش نــدارن و بــایــد حــدود ۴۰۰۰ مــتــر ارتــفــاع داشــتــه بــاشــن ...
ضــمنــایــنــڪــه پــارازیــت در مــنــاطــق شــهرے ارســال مــیــشــه ؛ مــثــلــا ســاخــتــمــان هاے دولــتــے مــثــل وزارت ڪــشــور ایــن رو ارســال مــیــڪــنــن (ارتــفــاعش نــهایــت ۷۰ مــتــر)
یہ مـــــوج تــو مــحــیــط اصــطــڪــاڪــے مــثــل اتــمــســفــر تــا ۵۷ بــرابــر بــالــاتــر نــمــیــتــونــه بــره ...
این هم عــیــن ســلــاح هارپ !!!!ڪــامــلــا غــیــر عــلــمــیــه...(ایــنــڪه تــمــام دنــیــا جــمــع شــدن ڪــه ایــرانــو بــا تــغــیــیــرات اقــلــیــمــے نــابــود ڪــنــن ،نــامــوســا چــے مــیــزنــیــن بــه مــنــم بــگــیــن !!!)
اگــر بــخــوایــیــم یــڪــے از عــلــل عــلــمــے ڪــاهش شــدیــد بــارش رو بــررســے ڪــنــیــم مــیــگــه گــفــت گــاز هاے گــلــخــونــه ایــه 
مــتــان از بــیــن گــاز هاے گــلــخــونــه اے شــدیــدتــریــن تــاثــیــر رو تــوے گــرمــایــش هوا داره امــا گــاز مــتــان (همون گــازشــهرے خــــودمــــون)از ڪــجــا مــیــاد؟؟
همه شــایــد تــو مــنــاظــره انــتــخــابــاتــے یــادشــون بــاشــه قــالــبــیــاف گــفــت از زبــالــه بــرق تــولــیــد مــیــڪــنــیــم !!!بــعــدا گــنــدش دراومــد ڪــه فــقــد دو مــگــاوات (حدودا اندازه ۵۰۰ ڪیــــلو زبـــــالـــه در روز )تــولــیــد مــیــشــده...(تـــهــران حـــدود ۷ تـــــن زبـــالـــه در روز تولــــیــــد میــــڪـــــنه)
مــتــان یــڪــے از فــرآورده هاے تــجــزیــه زبــالــه هاســت 
بــراے بــاز شــدن مـــوضــــوع بــه عــنــوان مــثــال ڪــشــور هلــنــد؛
هلــنــد ڪــشــوریــت ڪــوچــڪ ڪــه حــتــے خــاڪ نــداره!!!(شــایدڪــلــش انــدازه اســتــان تــهرانــه)امازبــالــه رو از آلــمــان و فــرانــســه مــیــخــره و ازش اســتــفــاده مــیــڪــنــه .تــوے دریــا مــحــفــظــه هایــے درســت ڪــرده کــه زبــالــه رو مــیــریــزه داخــل و یــه خــروجــے از گــاز اون مــیــگــیــره و گـــاز بــه نــیــروگــاه مــیــاره و تــوے ڪــوره حــرارت تــولــیــد مــیــڪــنــه و آب روتــا ۴۰۰ درجــه گــرم و بــه مــحــیــط شــهرے و شــبــڪــه شــوفــاژ ارســال و بــا دمــاے ۲۵۰ دوبــاره بــه نــیــروگــاه بــر مــیــگــردونــه و ایــن چــرخــه ادامــه داره ...
اماگــاز ڪــه تــمــوم شــد چــے ؟؟
بــاقیــمــونــده زبــالــه مــیــشــه ڪــمــپــوســت ڪــه مــا بــه اســم خــاڪ بــرگ مــیــشــنــاســیــم !!!!(زبــاله رو مــیــخــره ازش اســتــفــاده مــیــڪــنــه و بــاز هم مــیــفــروشــه)
توایــران بــا ایــن حــجــم وســعــت جــمــعــیــتــے ، تــقــریــبــا چــیــزے بــه اســم تــولــیــد بــرق از زبــالــه نــداریم و نــتــیــجــه اون انــتــشــار گــاز مــتــان و گــرمــایــش شــدیــد جــو خــط هوایــے ایــران مــیــشــه!!
مامــحــیــط زیــســتــمــون رو نــابــود ڪــردیــم و بــجــاش دعــاے بــارون مــیــخــونــیــم یا به این مـــــهمــــــلات پناه مـــیـــبریــــم
#فــڪرڪــنــیــم



:: مرتبط با: متفرقه ,
:: برچسب‌ها: پارازیت , ماهواره , بارش , باران , ایران , هارپ , خشکسالی ,