تبلیغات
تجربه های شخصی من - راز خندیدن حضرت یوسف (ع) هنگام افتادن در چاه
 
سلام
من علیرضا فیض الهی هستم
اینجا من سعی دارم که هر چیزی که یاد گرفتم و هر تجربه یا ایده ای که دارم مینویسم
امیدوارم که مطالب به دردتون بخوره و اگر بتونم به کسی کمکی کنم خیلی خوشحال میشم
Insta&telegram: Alireza_Feizollahi
  :: مدیر وب سایت : علیرضا فیض الهی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

راز خندیدن حضرت یوسف (ع) هنگام افتادن در چاه
جمعه 30 دی 1390 ساعت 12:31 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )

هنگامی که برادران یوسف (علیه السلام) می خواستند او را به چاه بیفکنند ،
وی خندید ، برادرانش تعجب کردند و گفتند : برای چه می خندی ؟!

حضرت یوسف (علیه السلام) راز خنده خود را این گونه بیان کرد:فراموش نمی
کنم روزی را که، به شما برادران نیرومند نظر افکندم و خوشحال شدم و با
خود گفتم : کسی که این همه یار و یاور نیرومند دارد از حوادث سخت چه غمی
خواهد داشت ! روزی به بازوان شما ، دل بستم ، اما اکنون در چنگال شما
گرفتارم و به شما پناه می برم ، ولی به من پناه نمی دهید.

خدا؛ شما را بر من مسلط ساخت تا بیاموزم که به غیر او ( حتی برادرانم )تکیه نکنم .





:: مرتبط با: داستان , جالب ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مریم سه شنبه 4 بهمن 1390 08:47 ب.ظ
سلام.وبلاگت جالب بود.اگه مایل به تبادل لینک هستی به وبلاگم سر بزن و بهم بگو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر