تبلیغات
تجربه های شخصی من - ارزش دوست
 
سلام
من علیرضا فیض الهی هستم
اینجا من سعی دارم که هر چیزی که یاد گرفتم و هر تجربه یا ایده ای که دارم مینویسم
امیدوارم که مطالب به دردتون بخوره و اگر بتونم به کسی کمکی کنم خیلی خوشحال میشم
Insta&telegram: Alireza_Feizollahi
  :: مدیر وب سایت : علیرضا فیض الهی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

ارزش دوست
یکشنبه 6 فروردین 1391 ساعت 06:25 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست علیرضا فیض الهی | ( نظرات )

حکایت اینگونه آغاز می شود که دو دوست قدیمی درحال عبور از بیابانی
بودند. در حین سفر این دو، سر موضوع کوچکی بحث می کنند و کار به جایی می
رسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست می دهد و سیلی محکمی به صورت دیگری
می زند.
 دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند
روی شن های بیابان نوشت: "امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم
زد." آنها به راهخود ادامه دادند تا اینکهبه دریاچه ای رسیدند. تصمیم
گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و
هماتفاق پیش آمده را فراموش کنند. همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان
دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به
سمت پایین می کشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار
زحمت از آن مخمصه نجات داد.
 مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ
کنار آب به زحمت حک کرد: "امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات
داد." دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک
کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید: "وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و
حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک می کنی؟" مرد پاسخ داد:
"وقتی دوستی تو را آزارمی دهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و
عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام
داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و
همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی."
یاد بگیریم آسیب ها و رنجش ها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی  و
لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچ گاه فراموش نشود.
«ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم»!

 




:: مرتبط با: داستان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر