تبلیغات
تجربه های شخصی من - ضامن چشمان آهو
 

ضامن چشمان آهو

نوشته شده توسط :علیرضا فیض الهی
دوشنبه 10 مهر 1396-05:34 ب.ظ




زائری بارانی ام، آقـا بـه دادم مـی رسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها؛ به دادم می رسی؟
گـرچـه آهـو نیـستـم؛ اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوهـا، بـه دادم می رسی؟
از کبوترها کـه می پـرسم، نشانـم می دهند
گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟
ماهـی افـتاده بر خـاکم، لبـالـب تشنـگـی
پـهنه آبی تـرین دریـا؛ به دادم می رسی؟
مـاهِ نـورانیِ شب هـای سیـاهِ عـمرِ مـن
ماهِ من، ای ماهِ من؛ آیا به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را بـه چشمت بستـه ام
هشتمین دردانه زهرا(س)، به دادم می رسی؟
بـاز هم مشهد، مسافرها، هیاهـوی حـرم
یک نفر فریاد زد: آقا! به دادم می رسی؟

 




نظرات() 


sarina
سه شنبه 11 مهر 1396 10:35 ق.ظ
چرا نمیشه واستون کامنت گذاشت؟
پاسخ علیرضا فیض الهی : بالاخره موفق شدی دارم میبینم کامنتتو
خخ
sarina
سه شنبه 11 مهر 1396 10:34 ق.ظ
سلام !

ممنون از حضورتون...

وبلاگ زیبا و جالبی دارین...
پاسخ علیرضا فیض الهی : سلام خیلی ممنون لطف داری
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







خوش آمدید